م.ک
رقص آخر
گامهایی است که فراموش می شود
خسته،
می باری
پایان خویشتن را
و می کوبی دل را به نسیم
تا پرنده ای از کوچه به لبخندی آواز غربتت را نشنود
هیچ چشمی اندازه نمی گیرد وسعت باریدنت را
پس آرام ببار
پایکوبی کن بر استخوان های خسته ات
.و اشکی است پنهان شده در هلهله

Comments: Post a Comment

Links to this post:
<$BlogBacklinkTitle$> <$BlogBacklinkDeleteIcon$>
<$BlogBacklinkSnippet$>


<< Home


email  communiti me