دلم بغل ميخواد ، يه عالمه دلم بغل ميخواد
دوتا دست ظريف و دوست داشتنى با يه بوى خوب دورم حلقه بزنه و محكم منو بكشه سمت خودش سرش رو بچسبونه كنار گردنم و آروم در گوشم بگه يوآر ماى
مى دونى چقدر دلم براى شنيدن اين چند تا كلمه تنگ شده دلم واسه يه بغل تنگ و گرم تنگ شده يه از اون بغلا كه وقتى توشى يه دفعه شيطون ميره تو جلدت و يه كارايى مى كنى كه
نمي گم كه چي كار مى كنم
