دیدی بعضی وقت ها که خیلی مستی هیچی رو نمی بینی
دیگه اصلا واست مهم نیست اطرافت چی می گذره فقط خودتی واسه خودت
اصلا انگار همه چى بكگراند ميشه وقتايى كه اينجورى ميشى خودتى زلالى پاكى خوبيش اينه كه اون موقع اون كارى رو مى كنى كه دلت مى خواد به اون چيزى فكر مى كنى كه شايد هيچ وقت در حالت عادى وقتش رو نداشته باشى من اين شبا رو دوست دارم شباى مستى شبايى كه شفاف ميشم شبايى كه دوست دارم تنهايى تا اسكله پياده برم و با خودم سوت بزنم و به ماشيني نگاه كنم كه كنار اسكله پاركه و صداى آهنگ لاو استوريش تو همه درياچه پيچيده همونى كه از پشتش صداي خنده ى ريز مياد از همون خنده ها كه
من اين شبا رو دوست دارم چون اين شبا منو ياد خيلي چيزا ميندازه ياد من ياد تو ياد ايران دستامو مى كنم تو جيبم و سوت ميزنم و ميرم انقد ميرم كه تو تاريكى گم شم كه ديگه صداى اون خنده ى ريز رو نشنوم و به هيچي فكر نكنم
.
.
.
همين
(راستي تا حالا سرعت بالاي 250 تا رو تجربه نكرده بودم جالب بود )


Comments: Post a Comment

Links to this post:
<$BlogBacklinkTitle$> <$BlogBacklinkDeleteIcon$>
<$BlogBacklinkSnippet$>


<< Home


email  communiti me